تبليغاتX
... یاس ...
... یاس ...
بسم الله الرحمن الرحیم
قالب وبلاگ

من تحولم را از جمود سنگ تا شعشعه عشق به نام تو آغاز میکنم

از ازلیت سنگ تا ابدیتی که پشت پلک تو پنهان است

تنها با نام تو ای مایه تحولم

زندگی را آغاز میکنم

[ سه شنبه 26 مهر1390 ] [ 11:30 ] [ YAS ] [ ]

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،


که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد ...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ....
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین ...
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟!

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:52 ] [ YAS ] [ ]

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید        داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه ی بی سروسامانی من گوش کنید      شرح حال منوحیرانی من گوش کنید

این همه آتش جانسوزنهفتن تاکی؟           سوختم،سوختم این سوزنهفتن تاکی؟

روزگاری منودل ساکن کویی بودیم         ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل ودین باخته،دیوانه رویی بودیم          بسته سلسله،سلسله مویی بودیم

کس درآن سلسله غیرازمنودلبندنبود         یک گرفتارازآن هرچه که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمارنداشت     سنبل پرشکنش هیچ خریدار نداشت


این همه مشتری وگرمی بازار نداشت       یوسفی بود،ولی هیچ خریدارنداشت

اول آنکس که خریدارشدش من بودم         باعث گرمی بازارشدش من بودم

عشق من شدسبب خوبی ورعنایی او        داد رسوایی من شرح دلآرایی او

بس که دادم همه جا شهرت زیبایی او       شهر پرگشت زآوای تماشایی او

این زمان عاشق گمگشته فراوان دارد      کس سربرگ من بی سروسامان دارد

پیش اویارنو ویارکهن هردویکیست        حرمت  مدعی وحرمت من هردویکیست

قول زاغ وغزل مرغ چمن هردویکیست   نغمه بلبل وفریادزغن هردویکیست

کس ندانست که قدر همه یکسان نبود       زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود

چون چنین است پی کاردگرباشم به         چندروزی پی دلدار دگرباشم به

نوگلی کو که شوم بلبل دستان سازش      سازم ازتازه جوانان چمن ممتازش

حالش لله وفای توفراموش کنم             سخن مصلحت آمیزکسان گوش کنم

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:51 ] [ YAS ] [ ]

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
تا نیاید گل زهرا زندگی دشوار است

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:50 ] [ YAS ] [ ]

آ)مصلح بودن خود آمر و ناهی


خود فرد صالح باشد. تاثیرگذاری کلام اولیا به خاطر اون صدق و صفای باطن و نفس مهذّب درون اوست. خودش اهل عمل بوده، نفسش حق بوده.


هر که خواهد همنشینی با خدا          گو نشیند در حضور اولیا


یک دو ساعت در حضور اولیا        بهتر از صد ساعت طاعت بی ریا


امام علی(علیه السلام): «من شما را به هیچ چیزی امر نکردم مگر اینکه در عمل به آن بر شما سبقت گرفتم و شما را از هیچ چیز نهی نکردم مگر آنکه در ترک آن بر شما سبقت گرفتم»


امام یعنی پیشرو و شیعه یعنی دنباله رو، پس ما باید مثل امامان باشیم.


حکمت 73 نهج البلاغه: «لعنت خدا بر کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند ولی خودش آن عمل را ترک می کند.»


آیات 111 و 112 سوره توبه : «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى? مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ? یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ ? وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ ? وَمَنْ أَوْفَى? بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ? فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ ? وَذَ?لِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ?111? التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ ? وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ?112?» «خداوند از مومنین جان ها و مال هایشان را می خرد و به آن ها بهشت می دهد. اینان در راه خدا می جنگند، می کشند و کشته می شوند. این وعده حقی است که خدا در تورات و انجیل و قران به مجاهدین داده است. و چه کسی از خدا باوفاتر به عهدش است؟ پس شادمان باشید به خاطر این معامله ای که با خدا کردید. این رستگار بزرگ است. کسانی که این معامله را می کنند، اهل توبه، اهل عبودیت، اهل سپاس و حمد، اهل سیاحت(روزه)، اهل رکوع، اهل سجود و اهل امر به معروف و نهی از منکر اند. اینان پاسدار و حافظ مرزهای الهی اند. به این مومنان بشارت ده»

ب)بصیرت

پ)صبر

آیه 17 سوره لقمان: «یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى? مَا أَصَابَکَ ? إِنَّ ذَ?لِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ?17? »«ای فرزندم نماز را به پا دار، امر به معروف و نهی از منکر کن و از صابران باش.»

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:35 ] [ YAS ] [ ]

اول باید علم و آگاهی داشته باشیم نسبت به:


آ) معروف و منکر چیست؟


ب) جامعه و مقتضیات اجتماعی


پ) اسلوب ها و وسایل کارآمد در امر به معروف و نهی از منکر



«کسی که بدون بصیرت دست به عمل می زند مثل کسی است که در راه اشتباه می رود، هر چه سریعتر حرکت کند از مقصدش دورتر می شود»


 


دوم باید علم و آگاهی داشته باشیم نسبت به:


آ) یقین داشته باشم آنچه می خواهم به شخص امر کنم به وی واجب باشد.


ب) یقین داشته باشم او اشتباها این کار را نکرده باشد. با علم و قصد تکرار در مسیر این منکر قدم گذاشته باشد.


پ) احتمال تاثیر وجود داشته باشد. (البته فرد نباید محافظه کار باشد. احتمال اثر با در نظر گرفتن تمام اسلوب ها و وسایل و روش هاست. اگر با یه روش ساده وارد شوم شاید اثر نداشته باشد. دوم اینکه ممکن است احتمال اثر در طولانی مدت باشد، دقیقا مثل قیام امام حسین(علیه السلام))


ت) قدرت بر انجام آن امر. (که باید توجه داشت که قدرت قابل اکتساب و تحصیل است.)


ث) عدم ضرر و مفسده جانی و مالی ...( خب آدمای ترسو از این قسمتش خوب استفاده میکنند. اینها اگر نماز و روزه هم برایشان ضرر داشته باشد ترک میکنند. این مفسده ای که گفته شده اینه که عقلی و منطقی عمل کن، سرمایه هاتو هدر نده، هزینه رو با بازده مقایسه کن. یعنی هزینه اش بیشتر از عوایدش نباشه، نه اینکه اصلا هزینه نداشته باشه. حتی در طولانی مدت.


مثلا وقتی یه دهقان بذر در دل خاک می گذارد اگر کوتاه مدت نگاه کنیم ضرر کرده ولی در طولانی مدت هر دانه 700 دانه می شود.


اباعبدالله امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت شان چه سرمایه گرانبهایی اند برای اسلام، اما امام حسین(علیه السلام) همه آن سرمایه عظیم را برای حفظ اسلام هزینه می کند. جان به خطر بیوفتد یا دین؟ جان و مال و آبرویم فدای دین.

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:34 ] [ YAS ] [ ]
از هر چیز تعریف کرند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی برزگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربّت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی، ربّت را یاد کن؛ همان طور که امیرالمومنین(علیه السلام) در دعای دهه ی اول ذیحجّه می فرماید: به عدد همه ی چیزهای عالم لا اله الّا الله.


 


 


منبع: مصباح الهدی(سخنان حاج اسماعیل دولابی)-نوشته ی مهدی طیب-ص19

[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 0:34 ] [ YAS ] [ ]

واجب کفایی امری است که در آغاز امر متوجه همه جامعه اسلامی است، تا وقتی که آن اندازه ای که نیاز جامعه تامین شود کسی به میدان نیامده. اگر افرادی آمدند و نیاز برطرف شد دیگر بر بقیه واجب نیست. اما اگر هنوز در جامعه نیاز بود همه ی بقیه افراد به یک اندازه مسئول اند تا به میدان بیایند. کسب توانایی برای انجام این امر هم واجب کفایی است. پس نمیتونی بهونه بیاری که من توانایی ندارم و بلد نیستم و نمیتونم، باید بری دنبال یادگیری! مثل عالم، که دنبال علم رفتن واجب کفایی است. یا مثلا تو جامعه پزشک نیست تو نمیتونی بگی من بلد نیستم پس نباید کاری کنم، باید بری دنبالش و یاد بگیری چون جامعه نیاز دارد این امر واجب کفایی است.

الان تو جامعه ما به همه معروف ها امر و از همه ی منکرها نهی شده؟؟؟ پس هممون به یک اندازه مسئولیم. فردای قیامت چطور جواب خدا رو بدیم؟؟؟ باید صلاحیت های لازم رو کسب کنیم. واجب کفایی است که از دوش ما برداشته نشده.

در نتیجه :

ما باید به دنبال کسب صلاحیت و آموختن روش های امر به معروف و نهی از منکر باشیم.

که در مطالب بعدی به تفصیل به این امور می پردازم.


[ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 22:40 ] [ YAS ] [ ]

http://noorolmahdi.persiangig.com/image/13/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%201.jpg


طبق مندرجات کتب مذهبی یهود در 13 آدار سال 3405 عبری در سرزمین بزرگ پارس توطئه شوم برای شهروندان یهودی در شرف انجام بود که با همبستگی یهودیان بویژه با سیاست های مدبرانه پیرمردی روحانی بنام مردخای و فداکاری دختر عمویش استر، معجزه ای به وقوع می پیوندد که باعث عقیم ماندن یک فاجعه (گزرا) میشود.


ادامه مطلب
[ جمعه 11 فروردین1391 ] [ 19:4 ] [ YAS ] [ ]

ما ایرانیان مسلمان اکثرا شیعه در آغاز بهار به مناسبت عید نوروز مراسم خیلی با شکوهی رو برگذار می کنیم و یه تعطیلی بسیار غیرعادی داریم. چندتا نکته:

نکته اول؛ سابقه ی تاریخی عید نوروز چیست؟؟؟

برید به 2تا کتاب مراجعه کنید: یکی لغتنامه دهخدا یکی فرهنگ معین. ببینید درباره واژه نوروز چی نوشتن؟

شروع سال شمسی در تاریخ ایران در دوره های مختلف فرق می کرده. یه نوع اول بهار، یه نوع اول تابستان و یه نوع شروع سال متغیر بوده.

پس این که بگیم نوروز باستانی است خیلی هم درست نیست!

در تاریخ نقل شده که نوروز روز تاج گذاری جمشید جم بوده(یک جشن دولتی-بهانه ای تا رعایا هدیه بیاورند).تثبیت شدن نوروز در اول بهار برای زمان سلجوقیان است–تقویم جلالی رو که شنیدید؟- در سال 471 ه ق جلال الدین سلجوقی 18فروردین سال یزدگردی رو به عنوان شروع سال معرفی کرد.(عداوتی با نوروز ندارم یکم مطالعه کنید)


نکته بعدی نظر اسلامی چیه؟

در زمان خلافت امام علی(علیه السلام) عده از ایرانی های مقیم عراق یه روز حلوای خاصی با تشریفات برای امام آوردند، امام(علیه السلام) علت را جویا شدند گفتند امروز روز نوروز است و ما طبق رسممان که در نوروز برای پادشاهان هدیه می آوردیم برای شما هدیه آوردیم. حضرت فرمودند: " نُوروزُنا کُلُ یَومٍ" نوروز ما در همه ی روزهاست.  این پاسخ امام علیه السلام لطافت خاصی دارد. یه شوخی: اگه نوروز روزی است که برای آدم حلوا می آورند، پس ما هر روز نوروز می گیریم تا حلوا بیارید. یه تذکر هم داشت که این روز انقدرها اهمیت نداره خیلی مهم نیست!

آیا در روایات هم به نوروز اشاره شده؟

دو روایت در رابطه با نوروز داریم:

1.معلی بن خنیس نقل میکند که امام صادق علیه السلام فرمودند: «نوروز روز است که در آن روز خدای متعال از بندگاه میثاق گرفت بر خداوندگاری خودش و رسالت پیامبر اکرم، نوروز روزی است که برای اولین بار خورشید طلوع کرد و باد وزیدن گرفت، نوروز روزی است که زهره آفریده شد، نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی نشست، نوروز روزی است که برای اولین بار جبرئیل بر پیغمبر اسلام نازل شد، نوروز روزی است که مکه به دست مسلمانان فتح شد وامام علی علیه السلام بر دوش پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم گام نهاد وبت ها را از داخل کعبه به زیر افکند، نوروز روزی است که ابراهیم خلیل بت ها را شکست، نوروز روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در غدیر خم علی علی السلام را به جانشینی خود منصوب کرد واز مردم بیعت گرفت، نوروز روزی است که در آن عثمان کشته شد، نوروز روزی است که در آن پیامبر صلی الله علیه واله وسلم علی علیه السلام را به سمت جنیان فرستاد تا از آنان برای پیامبر سلس الله علیه و اله وسلم بیعت بگیرد، نوروز روزی است که امام علی علیه السلام به خلافت رسید و برای بار دوم از مردم بیعت گرفت، نوروز روزی است که در آن علی علیه السلام بر خوارج پیروز شد، نوروز روزی است که مهدی ما قیام خواهد کرد و دجال را خواهد کشت و نوروز روزی است که ما اهل بیت منتظر فرج ال محمد هستیم. مردمان عجم نوروز را نگه داشتند و شما آن را حفظ نکردید.»

این مهمترین حدیث است که د ر اعتبار نوروز به آن استناد می شود.

خب چند تا نکته داره:

1-این حدیث سند محمکی ندارد.

2-در کتاب موثقی هم نقل نشده است.(کتاب یه عالم دینی معتبر)

3-شخصی به نام معلی بن خنس در علم رجال به عنوان فرد موثق و مورد اعتماد برای نقل حدیث شناخته نشده است.

4-روزهای که در این حدیث به عنوان نوروز یاد شده به هیچ وجه قابل جمع با روز اول فرودین نیست. از نظر تاریخی عید غدیرخم 18 ذیحجه سال 10 هجرت بوده، محاسبه کردیش کاری نداره! اول فروردین نیست! غدیر خم وقتل عثمان با 25 سال تأخیر در ماه ذیحجه اتفاق افتاده است. خب هر سال قمری 11 روز از سال شمسی کمتر است، در 25 سال حدوداٌ می شود 275 روز اگه اولی در فروردین بوده مطمئناٌ بعدی نمی تواند در فروردین باشد.

5-امام صادق علیه السلام نفرمود که در نوروز حضرت علی علیه السلام به جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم منصوب شد، فرمودند روزی که .... نوروز بود.

دومین حدیثی که در مورد نوروز وجود دارد از امام کاظم علیه السلام نقل شده است. این حدیث هیچ یک از مشکلات حدیث قبل را ندارد. مضمون حدیث این چنین است: «در زمان منصور دوانیقی یک بار نوروز ایرانیان فرارسید. منصور از امام کاظم علیه السلام درخواست کرد که امسال شما به عنوان نماینده من در این مراسم شرکت کنید تا فرماندهان و فرمانروایان هدایای خود را به شما بدهند.(منصور از این پیشنهاد هدفهای شومی داشته که اینجا مورد بحث نیست.) امام کاظم علیه السلام فرمودند من همه اخباری که از جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم رسیده را بررسی کرده ام، در این اخبار و احادیث خبری از چنین عیدی نیافتم، این شیوه مجوسیان است و اسلام این عید را از بین برد و من پناه می برم به خدا که آنچه اسلام محو کرده دوباره زنده کنم. این سخن امام آنقدر مستدل بود که منصور نتوانست چیزی در مخالفت بگوید، اما گفت: حرف شما درست ولی چون اکثر فرماندهان ما ایرانیان هستند، برای تقویت روحیه آنان و اینکه آنها را نسبت به حکومت علاقمند کنیم، برگذاری این عید را پذیرا شدیم. شما را به خدای عظیم قسم می دهم که در این مراسم شرکت کنید.(ظاهرش قسم و در اصل فشار و تهدید بود) پس از این اعتراف منصور حضرت به ناچار در آن مراسم شرکت کردند.»

که این حدیث به خوبی نظر اسلام را در رابطه با عید گرفتن نوروز بیان می کند.

نکته ی دیگر؛ دعاها و نماز و اعمالی است که برای نوروز نقل شده؛( مثل یا مقلب القلوب...) این که این دعا مضمون بسیار زیبایی دارد، درش حرفی نیست، ولی این که این دعا از معصوم برای لحظه تحویل سال نقل شده مطلقاٌ قابل اثبات نیست!



نکته آخر؛ (از نظر من مهمترین نکته) :افراط ما در بزرگداشت این عید و کم توجهی مان نسبت به اعیاد اصلی دینی مان سبب شده که اهل سنت به صورت جدی بگویند که ایریانی ها مجوس اند و شیعه گری هم پوششی است برای حفظ زرتشتیت. شیعه نوعی نژاد پرستی ایرانی است. اگر اینان مسلمان بودند عید فطر و قربان را بزرگ می داشتند. ما به علت آن افراط و این تفریط مورد چنین اتهام بزرگی قرار گرفته ایم. برای بیرون آمدن از موضع اتهام باید در رفتارمان تعدیل کنیم.

[ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 20:58 ] [ YAS ] [ ]

 آیات و روایات علت اصلی دست کشیدن فرد از امر به معروف و نهی از منکر را ترس وی از خطر محرومیت از امتیازات مادی و دنیوی می داند، که این ترس میوه محبت دنیا است.


امام حسین(علیه السلام) در واقعه عاشورا می فرمایند : «مردم بنده دنیا اند و دین تنها لقلقه زبان آنهاست. تا وقتی که در کنار دین زندگی مادی شان به روال می گذرد از آن سخن می گویند، ولی وقتی به زندگی شان ضربه می خورد دینداران بسیار اندک اند.»


امام باقر(علیه السلام) می فرمایند : « در آخرالزمان قومی هستند که مورد تبعیت مردم قرار می گیرند. اینان افراد ریاکاری هستند. دائما قرآن می خوانند و اهل عبادت هستند، اما امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند، مگر هنگامی که از ضرر در امان باشند. برای فرار از امر به معروف و نهی از منکر دائما اعمال خود را توجیه می کنند، اینان جاهایی که علما دچار لغزش می شوند را معیار قرار می دهند، رو به نماز و روزه می آورند تا زمانی که اندکی به آنان ضرر نمی رسد(اگر نماز به مال و دارایی و رفاه آنان اندکی ضرر وارد کند نماز را هم رها میکنند همانطور که امر... را رها کردند)، در چنین شرایطی است که زمینه غضب الهی برای این قوم تکمیل می شود و آنان را غضب الهی دربرمیگیرد. نیکان در خانه بدان و کوچکان در خانه بزرگان هلاک می شوند. پس ای مومنین باطل را با دلهایتان انکار کنید و با زبانتان بر مفاسد پرخاش کنید، و از سرزنش هیچ سرزنشگری به خودتان هراس راه ندهید. آنگاه که شما امر به معروف و نهی از منکر کردید اگر آن افراد موعظه پذیرفتند و به مسیر حق برگشتند دیگر به آنان اعتراضی نکنید.»



اعتراض به کسی وارد است که :


قران کریم : « و کسانی که به مردم ستم می کنند و در زمین به غیر حق تجاوزگری می کنند، در چنین شرایطی شما با بدن هایتان با آنها مجاهده کنید و با قلب هایتان به آنها کینه بورزید، اما خودتان دنبال ریاست طلبی نباشید، با روشهای ظالمانه به دنبال پیروزی نباشید، تا اینکه آنها مجبور شوند به فرمان الهی بازگردند و در مسیر طاعت الهی قرار گیرند.»


امام صادق(علیه السلام) : «ای مردم امر به معروف و نهی از منکر کنید چرا که آن نه اجل کسی را نزدیک و نه رزق کسی را دور می کند.»

[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ 11:38 ] [ YAS ] [ ]

توصیه آیت الله العظمی محمد علی شاه آبادی:



سه آیه آخر سوره حشر را تلاوت کنید تا ملکه شما شود. اولین اثری که بر آن مترتب می شود، پس از مرگ شب اول قبر است. وقتی ملکین از طرف خدا برای سوال و جواب می آیند در جواب «من ربک» بگویی:

هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ  عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ  هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ *22* هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ*23* هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ  لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى  یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ*24*

وقتی اینطور پاسخ بگویی ملائکه الهی مبهوت و متحیر می شوند. چون این معرفی حق است به زبان حق نه معرفی حق به زبان خلق.

منبع: داستانهایی از زندگی علما-محمدتقی صرفی پور-ص90

[ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 22:2 ] [ YAS ] [ ]

تبعات دنیوی و اخروی ترک امر به معروف و نهی از منکر


1- واژگونی ارزش ها :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم): «شما چه حالی خواهید داشت وقتی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند و امر به معروف و نهی از منکر هم نکنید؟ گفتند یا رسول الله مگر میشود؟ پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم): بله! از این بدتر هم میشود... در چه حالی خواهید بود وقتی، در جامعه اسلامی به منکر امر و از معروف نهی میکنید؟ گفتند مگر میشود؟؟؟ پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم): بله! از این بدتر هم میشود... در چه حالی خواهید بود وقتی معروف را منکر و منکر را معروف می بینید؟؟»

از این حدیث پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) متوجه میشویم که ترک این واجب الهی -امر به معروف و نهی از منکر- باعث واژگونی ارزش ها (معروف=منکر و منکر=معروف) میشود.


2- دشمنی و خشم خداوند:

پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم): «خداوند دشمن میگیرد آن مؤمن ضعیفی را که عقل (یا دین) درستی ندارد، منظور آن مؤمنی است که امر به معروف و نهی از منکر نمی کند.»


3- صلب برکات :

پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم): «همواره اوضاع مردم به خوبی جاری میشود تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر بکنند و در کارهای نیک معاونت و همیاری داشته باشند، اما هنگامی که این کار را ترک کردن همه برکات از زندگی آنان صلب میشود.»


4- مسلط شدن اشرار و فجار بر جامعه اسلامی :

ادامه حدیث قبل از پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم): «اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند برخی از آنان بر برخی دیگر مسلط میشوند و هیچ یاور دیگری برای آنان نه در زمین نه در آسمان پیدا نخواهد شد.» در حدیث دیگر : « اگر امر به معروف و نهی از منکر نکردید  خداوند شرار شما را بر شما مسلط می کند بعد خوبان شما هر چه دعا کنند اجابت نخواهد شد که از شر آنان نجات پیدا کنید.» امام علی (علیه السلام) : خدا را در نظر بگیرید در مورد جهاد در راه خدا با دارایی تان، جان هایتان و زبان هایتن. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در آن صورت ولایت و مدیریت شما را شریران شما بدست خواهند گرفت که آنگاه هرچه دعا کنید اجابت نخواهد شد.»


5- ذلت و خواری :

امام باقر(علیه السلام) : «امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از مخلوقات الهی هستند، پس هر کس این دو را یاری کند خدا او را عزیز می کند، و هر کس این دو را خوار کند خدا هم او را خوار و ذلیل می گرداند.»


6- لعن و محرومیت از رحمت الهی :

امام علی (علیه السلام) : خدای متعال آن جوامع پیش از شما را لعن ]محرومیت از رحمت(دنیوی و اخروی)[ نکرد مگر به خاطر اینکه آنان امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند، در نتیجه خدا سفیهان و جاهلان و ناآگاهان را به خاطر ارتکاب معاصی و اندیشه ورزان و آگاهان را به خاصر ترک تناهی لعن کرد.»


7- عذاب الهی و هلاکت و نابودی :

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم): «هیچ گروهی نیست که در آن منکرات رایج باشد و در مقام تغییر و مبارزه با آن برنیایند، مگر اینکه خدای متعال همه ی آن جامعه را با عقاب و کیفر خود در برگیرد.» امام علی(علیه السلام): «خدای متعال به شعیب وحی کرد که من از قوم تو صدهزار نفر را هلاک می کنم: چهل از شریران، شصت هزار از خوبان! اشرار که مستحق عذاب هستند، اما نیکان! اینان در برابر اهل معصیت سازش کاری و سکوت کردند و برای آنچه من به آن غضبناک بودم غضب نکردند.»


8- هم منزل شدن با ظالمان و مفسدان در دوزخ :

پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) : «هر یک از شما که فرمانروای ظالم و ستمگری را ببیند که حلال الهی را حرام و حرام الهی را حلال می کند، عهد و میثاق الهی را می شکند و در بین بندگان خدا با گناه و ستمگری عمل می کند، و آن فرد در مقام تغییر اوضاع برنیاید -چه با زبان چه با عمل- حق است که خدای متعال او را در همان منزلی که آن سلطان سستمگر در قیامت در دوزخ درآن جای دارد، جای دهد.»

[ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 22:0 ] [ YAS ] [ ]
تا اینجا یاد گرفتیم که:

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ماست.

و

امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت بر جامعه با مشارکت کل جامعه.

امر به معروف و نهی از منکر چه حوزه ای را در بر می گیرد؟ فقط احکام عبادی و فقهی؟

 نه فقط اینها نیست: معروف ß همه ی هدف های مثبت. منکرß همه ی هدف های منفی.

همه ی امور مربوط به جامعه را هم دربرمیگیرد.

امام باقر(ع): « امر به معروف نهی از منکر راه انبیاست، طریقه صالحان است، واجب بزرگ الهی است، همه ی فرایض و واجبات بوسیله آن برپا می شوند، امنیت راه های بوسیله آن است، تجارت ها با آن در مسیر درست قرار می گیرد، با آن است که همه ی حقوق سلب شده برگردانده می شود، با آن زمین آباد می شود، با آن است که از دشمنان حقوق ملت مسلمان باز پی گرفته می شود، همه کارهای حکومت اسلامی در پناه امر به معروف و نهی از منکر است.»

امام علی(ع): «خدای متعال فرمود: مومنان برخی دوست دیگری اند، برخی بر دیگری ولایت دارند، اینان امر به معروف و نهی از منکر می کنند. از بین همه ی واجبات شاخص ترین ویژگی مومن امر به معروف و نهی از منکر است. چون خدا می دانست اگر حق امر به معروف و نهی از منکر ادا شود و این فریضه در جامعه برپا شود، همه ی فرایض برپا خواهند شد. و این به این خاطر است که امر به معروف و نهی از منکر دعوتی است به سوی مکتب اسلام. رد مظالم و مخالفت با ظالم و توزیع درست منابع و جمع آوری مالیات از جایگاه های درست خودش و هزینه شدن آن در موارد صحیح خودش در پناه امر به معروف و نهی از منکر تحقق پیدا می کند.»


دیدیم که  امر به معروف نهی از منکر چه دامنه وسیعی داره، و فقط خانم موهاتو بکن تو آقا دکمته هاتو ببند نیست!!

امر به معروف ونهی از منکر همه امور مربوط به جامعه را در بر میگیرد.

[ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 15:16 ] [ YAS ] [ ]
با خوندن مطلب قبلی متوجه شدیم که امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ماست.

در این مطلب میخواهم به تاکید اسلام بر امر به معروف و نهی از منکر بپردازم، البته خیلی خلاصه.

در طول تاریخ در جوامع اسلامی دربرابر حکومت های ظالم دو نوع رفتار ظاهر شده:

در برخی از مقاطع می بینیم وقتی قدرت را مفسدان در دست می گیرند گروه مومنان دچار ترس و دلهره و اضطراب و... می شوند و به یک درون گرایی و صوفی گری رو می آورند. (عرفان انحراقی = گریز از جامعه) گرایش دوم عکس این است مومنان با شجاعت و قوّت قلب به میدان مبارزه می آیند. تصویر این دو را در قرآن به روشنی می بینیم.

آدمها قالباً مرعوب و شکست خورده ترس خودشان هستند تا قدرت دشمن. از ترس خودشان از پا در می آیند تا از قدرت دشمن. قرآن می فرماید شما که مومنید از این ارعاب ها نترسید، از من بترسید، یعنی و از گناه و معصیت و عمل نکردن به وظیفه و ... بترسید. مسئولیت هایتان را انجام دهید.

بر اساس آنچه گفتیم اسلام تأکید ویژه بر امر به معروف و نهی از منکر دارد.

قرآن در آیه 114 سوره آل عمران «  یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولَ?ئِکَ مِنَ الصَّالِحِین» اگر می خواهید رستگار شوید باید در بین شما گروهی باشند که دعوت به نیکی کنند، امر به معروف کنند، نهی از منکر کنند.

آیه 110 سوره آل عمران «  کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ  » شما بهترین امّتید، چون شما امر به معروف و نهی از منکر می کنید.

امام علی(ع): «امر به معروف کن تا از اهل معروف شوی و با منکر مبارزه کن با دست و زبان و با عملت هم مقارقت بجوی از بدی ها با تمام قدرت.»

نکته ی خیلی ظریفی است، این که، امر به معروف ونهی از منکر و جهاد در فروع دین در کتاب العبادات است. یعنی اینا عبادتند. تصویر کامل عبادت را ببین. گوشه گیری و انزوا نیست.

سبکی در مدیریت هست به نام مدیریت مشارکتی. موفق ترین است.

امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت بر جامعه با مشارکت کل جامعه

[ دوشنبه 24 بهمن1390 ] [ 16:27 ] [ YAS ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

در می خانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
امکانات وب